تبلیغات
تفریح ، تفریح ، قفط تفریح - فاجعه ی جهانی !!!!! صدای ماندگار رفت

 تفریح ، تفریح ، قفط تفریح 
 وبلاگ افراد بی کار و پر کار 

فاجعه ی دلخراش و جهانی ،

صدای ماندگار در گذشت :

استاد محمد نوری

 

 

 

 

از او زیاد شنیده بودم و می دیدم که همه صدایش را

میستودند اما عمر او و بد اقبالی من اجازه نداد که که بیشتر

با او آشنا شوم و از زمانی او را دوست داشتم که شعر

سفر برای وطنش  را شنیدم:

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم

ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم

__________________
و چندی پیش او هم دار فانی را وداع گفت و با دلی پاک به
 
سوی ایزد توانایش مسافر شد
 
استاد جان یادت را همیشه گرامی میدانیم ای  گل جاودان
 
زندگی نامه استاد محمد نوری:

نوری در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین

باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون

فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی

شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی

چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی

درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را

می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار

فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات

گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها - سنین

نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز

مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود،

کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر

تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت

مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار

اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ

آوازیِ خویش دهد.

 

آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و

اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ

سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی،

تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار،

بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً

چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل

گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و

برای نسل امروز، آفرینندهٔ شیرین‌ترین خاطرات است. وی

ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین و

معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای

آن از ساخته‌های خود نوری است.

 

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته

نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از

آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار»

و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها

تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز

کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه

آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر

حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود

دست یافت. شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر

شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

محمد نوری در حال امضای یكی از عكس های خود

او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت

هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز

لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این

همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه

یافت. 

اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او

همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه

بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و

استادی است.

 

وی به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به

جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. در

سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره

ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.[۱]

 

او فارغ‏‌التحصیل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از

دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود.

این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار

ویژه‌ای کسب کرد. این هنرمند در حاشیه سال‌های پرتلاش،

با اجرای بیش از سیصد قطعه آوازی، تقریر و ترجمه مقالات و

سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در

دل مردم این مرزوبوم جا داد. او در سال‌های آخر عمر چند

اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته

یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل

امروز، آفریننده شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های

میهنی زیادی اجرا کرده‌است که هر یک اوج حس وطن

دوستی را در دل ایرانیان بیدار می‌کند. یکی از مهم‌ترین،

زیباترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد.[۲]

 

سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز

استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد

۱۳۸۹در بیمارستان جم در تهران به دیار باقی شتافت.[۳]


نویسنده : امی     +    [ نظر میدم () ]